چهار تیزهوش نخبه!!!! چیزهایی که4تادوست مینویسن درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:52 :: نويسنده : delmarsagan
گاهی اوقات دلم میخواهد خرمایی بخورم و برای خود فاتحه ای بفرستم ؛ شادیش ارزانی کسانی که رفتنم را لحظه شماری میکردند !
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:48 :: نويسنده : delmarsagan
قسم به ماهی های قرمزی که در غریبترین تنگها زندگی می کنند ,به گلهای آفتاب گردان که همیشه دلتنگ نورند... جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:44 :: نويسنده : delmarsagan
دنبال کسی نباشید که همه مشکلات شما را حل کند. دنبال کسی باشید که نگذارد به تنهایی با آن مشکلات روبرو شوید. جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:43 :: نويسنده : delmarsagan
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:41 :: نويسنده : delmarsagan
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:40 :: نويسنده : delmarsagan
خدایا اندکی نفهمی عطا کن که راحت زندگی کنیم مردیم از بس فهمیدیم و به روی خودمون نیاوردیم... خدایا ما اونقدری که آرزو داریم....وقت نداریما...بجنب قربون دستت دیروز رفتم مغازه یه بسته هوا بخرم کارخونه ی نامرد چند تیکه چیپس هم انداخته بود توش پس از مرگ از شخصی پرسیدند : جوانی خود را چگونه گذراندی ؟ ندایی از عرش برآمد که : بدبخت ایرانیه ، ولش کنین ، برین سراغ سوال بعدی....
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:36 :: نويسنده : delmarsagan
آنجه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی آنجه را که دوست نداری تحمل کنی . همیشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمی کند حتی اگر تو او را فراموش کرده باشی...
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:35 :: نويسنده : delmarsagan
به نظر شما کدوم دوره زیباتر شعر گفتند؟ البته ناگفته نماند که در همین دوره زمونه هم شاعرای واقعی پیدا میشه که شعراش ارزشمنده مثلا همین دوست خودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:30 :: نويسنده : delmarsagan
نه توصیه ی دوستانه ی یک آدم افسرده:
جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 21:25 :: نويسنده : delmarsagan
رفته بودم استخر حال و حوصله ی شنا نداشتم گفتم خب یکی رو گیر میارم باهاش حرف بزنم سرم گرم شه یه دختره رو گیر آوردم گفتم چند سالته گفت میرم چهارم ابتدایی هنوز خوب با هم آشنا نشده بودیم که میگه...:(( شیطون چندتا دوست پسر داریـــــــــــ؟؟؟؟!!!...)) O__o جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 17:0 :: نويسنده : delmarsagan
بــا هـر بـهانه و هـوسی عـاشقــت شــــده ست جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:57 :: نويسنده : delmarsagan
خيلي سخته كه ببيني يه آهو اسير پنجه هاي يه شير شده، ولي سخت تر از اون اينه كه ببيني يه شير اسير چشماي يه آهو شده. جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:55 :: نويسنده : delmarsagan
گفتي بهم كه دنيا دنياي نامرديه گفتم بدون برا من كه عشقا قلابيه گفتي كه قلب پاكت حيفه برام بسوزه گفتم كه اين قلب من يه عمره كه مي سوزه گفتي دلت يه دنياست دنياي مهربوني گفتم كه عاشقتم اينو خودت مي دوني گفتي اسير عشقي عشقي كه بي جوابه گفتم تو هم اسير باش بامور بكن ثوابه گفتي بدون برا من عشق معنيي نداره گفتم تو عشق من باش انگار ديگه بهاره گفتي كه طعم عشقو از بد كسي چشيدي گفتم در اشتباهي تو عاشقي نديدي گفتي برو كه عشقت لايق من نمي شه گفتم كه تنهايي تو براي من هميشه گفتي بدون كه اينقدر من ارزشي ندارم گفتم كه اين ارزشو بالا سرم مي ذارم گفتي كه اي جوونك تو خيلي خيلي مستي گفتم تويي عشق من كه جام من تو هستي گفتي كه حرفاي تو وجودمو سوزونده گفتم كه ديگه اشكي براي من نمونده گفتي بگير دستامو كه خيلي من اسيرم گفتم كه اي عشق من بذار برات بميرم يادت باشه عشق من كه خيلي زود تو رفتي اين رو بدون كه اي عشق تو لايق بهشتي! جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:54 :: نويسنده : delmarsagan
کمکم کن! نذار سهم من از دوست داشتن تو فقط حسرت باشه! جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:52 :: نويسنده : delmarsagan
کلاغ ها گرچه سیاهند و آوازشان خوش نیست، اما آنقدر باوفایند که شاخه های خشک درختان را در فصل سرد زمستان نیز تنها نمی گذارند. جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:51 :: نويسنده : delmarsagan
دلتنگم... اما حالم خوب است،تنها یک چیز... بی تو حوصله زندگی کردن را ندارم.. جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:50 :: نويسنده : delmarsagan
صبر کن، برگرد، چمدان هایمان اشتباه شده است.. دلم را به جای خاطرات بردی. جمعه 8 دی 1391برچسب:, :: 16:49 :: نويسنده : delmarsagan
نمی نویسم چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی حرف نمی زنم چون می دانم هیچ کاه حرف هایم را نمی فهمی نگاهت نمی کنم چون اصلا نگاهم را نمی فهمی صدایت نمی زنم زیرا اشک هاب من برای تو بی فایده است فقط می خندم چون در هر صورت می گویی که من دیوانه ام. پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 22:33 :: نويسنده : delmarsagan
مرگ انسان زمانی است که :
نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد ...
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن ...
پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 22:30 :: نويسنده : delmarsagan
آنچه می خواهیم نیستیم و آنچه هستیم نمی خواهیم
آنچه دوست داریم نداریم و آنچه داریم دوست نداریم
و عجیب است هنوز امیدوار به فردائی روشن هستیم... پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 22:25 :: نويسنده : delmarsagan
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود... پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 22:25 :: نويسنده : delmarsagan
يادمون باشه كه هيچكس رو اميدوار نكنيم بعد يكدفعه رهاش كنيم چون خرد ميشه ميشكنه و آهسته ميميره . يادمون باشه كه قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا كسي كه به ما تكيه كرده سرش درد نگيره يادمون باشه قولي رو كه به كسي ميديم عمل كنيم . يادمون باشه هيچوقت كسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امكان داره زياد نتونه طاقت بياره . يادمون باشه اگه كسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيري... یادمون باشه که دل کسی رو نشکنیم. چون دیگه هیچوقت خوب نمیشه... پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 22:24 :: نويسنده : delmarsagan
اگر کسي تو رو اونقدر که ميخواي دوست نداره ، اين به اون معنا نيست که تورو با تمام وجودش دوست نداره... پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 22:22 :: نويسنده : delmarsagan
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته به جاش یه زخم همیشگی به قلبت هدیه داده زل بزنی چه قدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیوار تکیه بدی که یـک بار زیر آوار غرورش همه وجودت له بشه چه قدرسخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بهش بگی چه قدر سخته وقتی پیشته سرتو بندازی پایین و آروم اشک بریزی چون دلت براش تنگ شده، اما آروم اشکاتو پاکنی تا متوجه نشه... چون حتما فکر می کنه دیوونه ای! چه قدر سخته وقتی پشتـت بهشه دونه های اشک صورتت رو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگران ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت زیر لب آروم بگی:گل من! باغچه نو مبارک...
و به جای اینکه لبریز کینه نفرت بشی ـ حس کنی هنوزم دوسش داری پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 21:50 :: نويسنده : delmarsagan
.دلم با تو بود تو ولی سرد شدی پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 21:50 :: نويسنده : delmarsagan
من در دنیایی زندگی میکنم که پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 21:49 :: نويسنده : delmarsagan
همیشه میگن سر بی گناه تا پای دار میره اما بالای دار نمیره پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 21:40 :: نويسنده : delmarsagan
تو ترافیک گیر کرده بودیم که یه BMW 530 اومد بغلمون ، به بابام گفتم بابا یه دونه از اینا بگیر ! پنج شنبه 7 دی 1391برچسب:, :: 21:35 :: نويسنده : delmarsagan
مساحت ِ خلوتــم را پُـر کن .. پيوندها
|
|||
![]() |